عکسهای جدید و زیبا از کربلای معلا
واسه اون پرچم سرخت روی اون گنبد زرین
واسه اون شش گوشه تو واسه اون هوای غمگین
((ای خدای مهربونی دل من تنگه می دونی))
برای دیدن همه تصاویر اینجا کلیک کنید
ادامه مطلب
عکسهای جدید و زیبا از کربلای معلا
واسه اون پرچم سرخت روی اون گنبد زرین
واسه اون شش گوشه تو واسه اون هوای غمگین
((ای خدای مهربونی دل من تنگه می دونی))
برای دیدن همه تصاویر اینجا کلیک کنید
فلسفه گناه
گناه کردن به عنوان فعلی که از دیدگاه خداوند و بزرگان دین ناپسند شمرده شده و عقل و منطق هم همین مسئله را تایید میکند همیشه یکی از سئوالاتی است که ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است ...برای دیدن ادامه مطالب اینجا کلیک کنید

دانلود مداحی
برای دانلود بعد از کلیک کردن چند لحظه صبر کنید
مراسم های هفتگی عبدالرضا هلالی و ...
| حاج منصور ارضی حسین جون کاشکی ماهم دهاتی بودیم | |
| حاج منصور ارضی دنیای بی علی هیهات | |
| حاج منصور ارضی مدینه شهر پیغمبر | |
| حاج منصور ارضی ثواب گریه کردن برای امام حسین(ع) | |
| حاج منصور ارضی با امیر المومنین در میزنم این خانه را | |
حاج منصور ارضی مادرمون مارو یادش نمیره ![]() |
|
| حاج حسن خلج ای هلال شب زینب چی شده که در خسوفی | |
| عبدالرضا هلالی شب جمعه | |
عبدالرضا هلالی پر توی قلبم جنون عباس ![]() |
|
| عبدالرضا هلالی الا یا ایها الساقی |






خواب دیدم مرده ام**خواب دیدم خسته و افسرده ام
روی من خروارها از خاک بود**وای قبر من چه وحشتناک بود
تا میان گور رفتم دل گرفت**قبر کن سنگ لحد را گل گرفت
بالش زیر سرم از سنگ بود**غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود
هر که آمد پیش حرفی راند و رفت**سوره حمدی برایم خواند و رفت
ناله می کردم ولیکن بیجواب**تشنه بودم در پی یک جرعه آب
یک ملک گفتا بگو نام تو چیست**آن یکی فریاد زد رب تو کیست
ای گنه کار سیه دل،بسته پر**نام اربابان خود یک یک ببر
گفتنم عمر خودت کردی تباه**نامه اعمال خود کردی سیاه
ناامید از هر کجا و دل فکار**می کشیدندم به خفت سوی نار
ناگهان الطاف حق آغاز شد**از جنان درهای رحمت باز شد
مردی آمد از تبار آسمان**نور پیشانیش فوق آسمان
صورتش خورشید بود و غرق نور**جام چشمانش پر از شرب طهور
گیسوانش شط پر جوش و خروش**در رکابش قدسیان حلقه بگوش
لب که نه،سرچشمه آب حیات**بین دستش کائنات و ممکنات
بر سرش دستمال سبزی بسته بود**بر دلم مهرش عجیب بنشسته بود
کی به زیبائی او گل میرسید**پیش او یوسف خجالت میکشید
در قدوم آن نگار مه جبین**از جلال حضرت حق آفرین
دو ملک سر را به زیر انداختند**بال خود را فرش راهش ساختند
غرق حیرت داشتم این زمزمه**آمده اینجا حسین فاطمه
صاحب روز قیامت آمده**گوئیا بهر شفاعت آمده
سوی من آمدمرا شرمنده کرد**مهربانانه به رویم خنده کرد
این که اینجا اینچنین تنها شده**کام او با تربت من وا شده
مادرش او را به عشقم زاده است**گریه کرده بعد شیرش داده است
خویش را در سوز عشقم آب کرد**عکس من را بر دل خود قاب کرد
بار ها بر من محبت کرده است**سینه اش را وقف هیئت کرده است
سینه چاک آل زهرا بوده است** چای ریز مجلس ما بوده است
اینکه در پیش شما گردیده بد**جسم و جانش بوی روزه می دهد
با ادب در مجلس ما می نشست**او به عشق من سر خود می شکست
پرچم من را به دوشش می کشید**پا برهنه در عزایم می دودید
اسم من راز و نیازش بوده است**تربتم مهر و نمازش بوده است
اقتدا بر خواهرم زینب نمود**گاه می شد صورتش بهرم کبود
حرمت من را به دنیا پاس داشت**ارتباطی تنگ با عباس داشت
نذر عباسم به تن کرده کفن**روز تاسوعا شده سقای من
تا که دنیا بوده از من دم زده**او غذای روضه ام را هم زده
بارها لعن امیه کرده است**خویش را وقف رقیه کرده است
گریه کرده چون برای اکبرم**با خود او را نزد زهرا می برم
هر چه باشد او برایم بنده است**او بسوزد صاحبش شرمنده است
در مرامم نیست او تنها شود**باعث خوشحالی اعدا شود
در قیامت عطر بویش می دهم**پیش مردم آبرویش می دهم
باز بالاتر به روز سرنوشت**میشود همسایه من در بهشت
آری آری هر که پا بست من است**نامه اعمال او دست من است











دلخوشم من چون گداي اين درم هم گداي فاطمه هم حيدرم
سوي اين در هست دائم دست من نيست حاجت بر سراي ديگرم
آبرويم از در اين خانه است زين سبب از خلق عالم برترم
تا که آيد نام زيباي حسين (ع) اشک آيد از دو چشمان ترم
روضههايش چون به گوشم ميرسد ميزند بر سينه و دل آزرم
کاش ميشد کربلا باشم شبي تا به برگيرم مزار دلبرم
ياد دارم کودکي بودم ولي شور عشقي بود دائم در سرم
تا که آيام محرم ميرسيد مينمودم رخت ماتم در برم
ياد دارم مانده در گوشم هنوز گريههاي بي صداي مادرم
اينچنين ميگفت با صد شور و شين من فداي کام عطشان حسين (ع)






شما جزو کدام يک هستيد؟
حسين يا حوسين؟
راستش خيلي با خودم کلنجار رفتم تا ننويسم ولي احساس کردم که بايد نوشت تا همه بدانند و فکر کنند و تصميم بگيرند آنچه مي خوانيد فرق هايي است که من پس از مدت ها تامل بين واژه هاي حسين و حوسين پيدا کردم آنها را مي شمارم تا ما حوسين را به جاي حسين (ع) مظلوم و معصوم ننگريم .
اول اينکه حسين (ع) يکي بيشتر نيست اما حوسين متعدد است يعني هر مداحي براي خودش يک جور حوسين دارد تا آنجا که مي گويند حوسين اين مداح از حوسين آن مداح بهتر است.
حسين نماز را گرچه در بحبوحه جنگ در اول وقت به پا مي دارد ولي حوسين نماز صبح را فداي شب بيداري حوسيني خود مي کند.
حسين انسان سازي مي کند و آدم مي خواهد ولو يارانش خود را مصداق و کلبهم باسط ذراعيه بالوصيد مي دانند اما حوسين به يارانش ذکر من کلب حوسينم را القا مي کند .
درد حسين حفظ دين و شرافت انساني است اما تمام مصائب حوسين خلاصه مي شود در عطش و سيراب کردن بستگانش.
امام حسین(ع) در وصیتنامه خود هدف قیام را اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منكر اعلام كردند؛ اما ما هنوز معنای امر به معروف و نهی از منكر را نمیدانیم. سیدالشهدا(ع) حدود ده سال امامت شیعیان را بر عهده داشتند؛ اما چرا فقط هفتاد و دو نفر ندای او را لبیك گفتند. بیتردید شیعیان زیادی بودند كه آن حضرت را دوست میداشتند؛ اما تنها دوست داشتن كافی نبود. عبدالله بن عمر نیز بر حسین(ع) گریست؛ اما به یاری او برنخاست. امام حسین(ع) دو سال (و یا یك سال) قبل از مرگ معاویه خطبه مهمی را برای خواص در منا بیان میكند كه اگر در آن زمان مردم به امام زمان خود معرفت میداشتند، هیچگاه لازم نمیشد تا حسین(ع) خون دهد كه امت به خواب رفته او بیدار شود. امام(ع) در این خطبه خواص شیعیان خود را مورد خطاب قرار میدهد و امروزه نیز خواص جامعه ما و از جمله شاعران و مداحان نهضت عاشورا مشمول این خطاب هستند. امام(ع) خواص را اینگونه مورد عتاب قرار میدهد كه «به حق ائمه بیاعتنایی كردید، حق ناتوانان را تباه ساختید؛ ولی آنچه را كه حق خود میپنداشتید، طلبكار شدید. نه مالی هزنیه كردید و نه جانی را برای آفریدگار آن به مخاطره افكندید و نه به خاطر خدا با گروهی از مردم از در دشمنی درآمدید. شما از خداوند طمع بهشت او، همجواری رسولانش و امان از عذابش را دارید؟! میبینید كه پیمانهای الهی نقض گردیده و هراسناك نمیشوید؛ ولی از برای پیمانهای پدرانتان میهراسید. حال آنكه پیمان رسول خدا(ص) شكسته شده و نابینایان و گنگان و زمینگیران رها شدند. نه دل میسوزانید و نه درخور جایگاهتان رفتار میكنید و نه آنكه را چنین میكند، یاری میرسانید.
چند تا کلیپ صوتی از حاج حسین شکرویان

این دل دیـــــــوانـــــه کرده هوس بین الحــــرمین
کلیپ صوتی از هیئت محبین فاطمه الزهرا
عکسهایی از سید حسن نصرالله
درود بر فرزند رسول الله سید حسن نصرالله
درود بر در هم کوبنده خانه عنکبوتی صهیونیست خودکامه و حامیانش
درود بر یاران باوفای حزب الله
کلیپ صوتی و تصویری حمید علیمی

مـــــنـــــــــــــاجــــــــات
ترســـــــــم که ای لـــیــــــلای من
کـــــلــــیـــــپ تـصـــــویـــــری
کلیپ محبت ارباب از زنده یاد سیدجواد زاکر

****سخنرانی حجت الاسلام دارستانی در مورد مرحوم سید جواد ذاکر****

زیارت آنلاین کربلا
ببینید این روزها کربلا در چه غربتی است
تصویر جدیدتر از تعرض به حرم حضرت عباس
آتش سوزی درون حرم حضرت عباس


آری اینجا حرم ارباب حسین است
![]()
یه کلیپ تصویری بسیار جانسوز از حاج محمود کریمی
برای دانلود بعد از بالا آمدن پنجره چند ثانیه صبر کنید
چند تا فایل صوتی از حاج منصور ارضی براتون گذاشتم

درد دل حاج منصور
نغمه حسین بسیار زیبا
بی بی فاطمه
اوّل برای مادرمان...

بر بانوی مطهرمان گریه می کنیم
بر آن همیشه بهترمان گریه می کنیم
با این دو زمزمی که خداوند داده است
بر آیه های کوثرمان گریه می کنیم
بر بروی بالهای سپید ملائکه
بر آن کبود پیکرمان گریه می کنیم
کنجی نشسته ایم و کنار پیمبران
بر دختر پیمبرمان گریه می کنیم
بر لاله های بستر او خیره می شویم
بر آنچه آمده سرمان گریه می کنیم
دیر آمدیم و حادثه او را ز ما گرفت
حالا کنار باورمان گریه می کنیم
قبل از حساب، صبح قیامت که می شود
اوّل برای مادرمان گریه می کنیم
____________________از: علی اکبر لطیفیان
چند تا سبک زیبا از حاج حسین شکرویان

یه سبک جدید و قشنگ
یه سبک دیگه از حاج حسین شکرویان
هیئت محبین
یه سبک دیگه از حاج حسین شکرویان
درهمه جا حرف حق ذکر لب زینب است
سوزو گداز دلِ شیعه تب زینب است
نام پدر می فروش هردوپسر باده نوش
کاسه صبح ازل جام لب زینب است
هیبت او حیدری عفت او مادری
دیده هرحق طلب درطلب زینب است
رمز سخن باخدا عشق حسین است وبس
یک سرسیم سخن درعصب زینب است
شام پُر از همهمه درهمه جا زمزمه
یزید درواهمه از غضب زینب است
ای که مریضی بیا بر درِآلِ عبا
دوای هرنوع مرض درمطب زینب است
نوحه بخوان نوحه خوان هیچ مشو ناگران
نوحه گر بی ریا منتخب زینب است
میگن که عشق یواشکی میاد سراغ دلمون
اما یه روز این عشق پاک شاید بشه قاتلمون
عشق ما اما تو وفا رو دست نداره به خدا
آخه خودش یه عشق داره تو اقوام آل عبا
عشق وحسین واهل بیت شده تموم زندگیش
دیوونگی واسه حسین شده نماز بندگیش
اول وآخر دلش ساقی ِ دشت کربلاس
عاشق صحن وگنبد طلائیه امام رضاس
دعاش زود مستجاب میشه بس که دلش خدائیه
وقتی که نوحه میخونه دل ما عجب هوائیه
هرچی که از دین می دونیم همش ز لطف عاشقاس
قمر منیر بنی هاشم
هیبت چشم تو صدتا رُستم وخاک میکنه
بین عشقای جهان عشق تو کولاک میکنه
دست حاتم به گدایی پیش تو دراز میشه
گفته لیلی می مونم مجنون العباس همیشه
هیچ رکابی واسه زینب مثل زانوی تونیس
آقاجون محراب دنیا طاق ابروت نمیشه
زور بازوی تورو یکی توعالم نداره
به خدابهشت پیش کف العباس کم میاره
توکی هستی که خلیل قربونیه نگاهته
صد سلیمان نبی عبد غلام سیاهته
یه عالم فدایی داری که عالم به نامته
همه عالم به خدا کشته اون مرامته
آقاجون توهرنفس معجزه عیسی میکنی
بی عصا کار هزارهزار تا موسی میکنی
خورشیدوماه آقااز نورنگات نور میگیرن
توتموم هیئتا بااسم تو شور میگیرن
ابوالفضل یه ارتشه ابوالفضل عاشق کشه
ابوالفضل آخرشه، ابوالفضل منو دیوونه میکنه

حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را

منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند
سرم خاک کف پای حسین است دلم مجنون صحرای حسین است
بُوَد پرونده ام چون برگ گل پاک دراین پرونده امضای حسین است
بهشت ارزانیه خوبانِ عالم بهشت من تماشای حسین است
به وقت مرگ چشمم را نبندید که چشم من به سیمای حسین است
دراین عالم تمنایی ندارم تمنایم تمنای حسین است
چراغ از بهر قبر من نیارید چراغم روی زیبای حسین است
خوش آن صورت که درفردای محشر برآن نقش کف پای حسین است
ازآن با گریه دائم خو گرفتم که اشکم دُرِِّ دریای حسین است
نترسانیدم از روز قیامت قیامت، قدوبالای حسین است
کربلایی حسین عینی فرد زنجانی
دلم را مست عباس آفریدند
به یمن هست عباس آفریدند
مرا شاعر به عشق شعر گفتن
برای دست عباس آفریدند

سرخوشم چون من گدای این درم
هم گدای فاطمه هم حیدرم

به یاد کربلا افتاده ام باز
عنان طاقت از کف داده ام باز

باز باران با ترانه
مي خورد بر بام خانه
يادم آيد كربلا را
دشت پر شور و نوا را
گردش يك روز غمگين گرم و خونين
لرزش طفلان نالان زير تيغ و نيزه ها را
باز باران با صداي گريه هاي كودكانه
از فراز گونه هاي زرد و عطشان با گهرهاي فراوان
مي چكد از چشم طفلان پريشان
پشت نخلستان نشسته
رود پر پيچ و خمي در حسرت لبهاي ساقي
چشم در چشمان هم آرام و سنگين
مي چكد آهسته از چشمان سقا بر لب اين رود پيچان باز باران
باز باران با ترانه آيد از چشمان مردي خسته جان
هيهات بر لب از عطش در تاب و در تب
نرم نرمك مي چكد اين قطره ها روي لب شش ماهه طفلي رو به پايان
مرد محزون دست پر خون
مي فشاند از گلوي نازك شش ماهه بر لب هاي خشك آسمان
با چشم گريان باز باران
باز هم اينجا عطش آتش شراره
جسمها افتاده بي سر پاره پاره
مي چكد از گوشها باران خون و كودكان بي گوشواره
شعله در دامان و در پا مي خلد خار مغيلان
وندرين تفتيده دشت و سينه ها برپاست طوفان
دستها آماده شلاق و سيلي
چهره ها از بارش شلاقها گرديده نيلي
وندرين صحراي سوزان مي دود طفلي سه ساله پر زناله
پاي خسته دلشكسته
روبرو بر نيزه ها خورشيد تابان
مي چكد از نوك سرخ نيزه ها بر خاك سوزان باز باران
باز باران قطره قطره
مي چكد از چوب محمل خاكهاي چادر زينب به آرامي شود گل
مي رود اين كاروان منزل به منزل
مي شود از هر طرف اين كاروان هم سنگ باران
آري آري باز سنگ و باز باران
آري آري تا نگيرد شعله ها در دل زبانه
تا نگيرد دامن طفلان محزون را نشانه
تا نبيند كودكي لب تشنه اينجا اشك ساقي
بر فراز خيمه
برگونه ها
بر مشك ساقي
كاش مي باريد باران