تبليغاتX
> هیئت محبین فاطمه الزهرا(س) سمنان :: (((((فدائیان رهبر)))))
هیئت محبین فاطمه الزهرا(س) سمنان
(((((فدائیان رهبر)))))
فواید خواندن نماز شب. 
فوايد نماز شب **********
1) باعث خشنودي خدا و دوستي ملائكه است.
2) باعث مباهات خداوند بر فرشتگان است.
3) باعث درخشش براي اهل آسمان همانند ستارگان است.
4) باعث روشني دل است.
5) باعث استجابت سريع دعا است.
6) باعث پزيرش توبه و پاك شدن از گناهان از جانب حضرت حق است.
7) باعث كفاره گناهان است.
8) باعث زيبايي صورت و شادابي چهره و نوراني شدن آن در طول روز است.
9) باعث سلامتي و تندرستي و رفع انواع بيماريهاي جسمي و روحي است.
10) باعث از بين رفتن غم و اندوه و تقويت نور چشم است.
11) باعث تمسك يافتن به اخلاق انبياء و اولياي خداوند است.
12) باعث انجام دادن سنّت پيامبران و صالحان است.
13) باعث تابش نور خدا به او مي‌شود.
14) باعث مهر و محبت و محبوب القلوب شدن بين مردم است.
15) باعث افزايش عمر است.
16) باعث جلب رزق و روزي فراوان و ادعاي قرض است.
17) باعث نوعي صدقه است.
18) باعث نوشته شدن چهار ثواب بزرگ براي خود است.
19) خداوند نه صف از ملائكه پشت سر نمازگزار قرار مي‌دهد.
20) كليد رفتن به بهشت و جواز عبور از پل صراط است.
21) زينت آخرت و نور مؤمن در آخرت است.
22) نماز شب همچون سايباني در روز قيامت است بر سرش.
23) نماز شب لباس بدن نمازگزار است در روز قيامت درحاليكه همه عريانند.
24) نماز شب در روز قيامت همچون نوري در برابرش است و چشم نمازگزار نماز شب در روز قيامت شادمان است.
25) نماز شب ميان شخص نمازگزار و آتش جهنم همچون حائلي فاصله مي‌گذارد.
26) ميزان اعمال خوب نمازگزار در روز قيامت سنگين است.
27) نماز شب همچون تاجي در روز قيامت است بر سرش.
28) چراغي است براي تاريكي قبر و برطرف كننده وحشت تاريكي قبر است.
29) نماز شب همچون مشعلي نوراني است در تاريكي قبر.
30) نماز شب، نمازگزار را از عذاب قبر ايمن مي‌كند و برات آزادي از آتش جهنم است.
|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 87/03/20 و ساعت
الهم العن قاتلیک یا فاطمه الزهرا(س) ..........! 

ایام شهادت دخت نبی اکرم حضرت انسیه حورا فاطمه الزهرا(س) را  به همه شیعیان و بخصوص فرزندش حضرت ولی عصر ارواحنا له الفدا را تسلیت عرض می نماییم.

اول از رسول خدا(ص) روایتی  نقل می کنم.

رسول خدا(ص) به امیرالمونین علی (ع) میفرماید:

ای علی! خداوند بزرگ فاطمه را به تو تزویج کرده و زمین را مهریه او قرار داده است‌ هر کس روی آن گام بردارد در حالی که دشمن تو باشد گام حرام برداشته.

طبق این روایت که از زبان رسول اکرم(ص) نقل شده است زمین مهریه بی بی حضرت زهرا(س) است.

زهرای مرضیه(س)  را بهتر بشناسیم

بهرمندی از رحمت فاطمه(س) در قیامت
یکی از راه های برخورداری از رحمت زهرای مرضیه(س) این است که انسان در مجالسی که به نام و یاد آن حضرت بر پا میشود ، شرکت کند. نتیجه تشکیل و حضور و خدمت در مجالس آن حضرت دست یافتن به رشته ای از چادر ریحانه رسول خدا(ص) در قیامت است. اقامه نماز، انجام واجبات، ترک محرمات و رعایت تقوی، محبت اهلبیت(ع) رشته های چادر فاطمه(س) است. همراه بودن با این امور بهرمندی از رشته چادر آن حضرت در قیامت است.
تفسیر دیگری که برای این موهبت فاطمی می توان بیان کرد این است که رشته های متعدد این چادر، فرزندان آن حضرت در طول تاریخ هستند. بنابراین آگر انسان در طول عمر خود به فرزندان آن حضرت احترام و خدمت کند، در قیامت خود را به یکی از رشته های چادر آن حضرت متصل می نماید.

پس وعدگاه ما حسینیه منتظرین صاحب الزمان کهنه دژ از شنبه ۲۸/۲/۸۷ بمدت ۵ شب همراه با نماز مغرب و عشا . انشالله که در قیامت بتوانیم به رشته ای از چادر بی بی پهلوشکستمون متصل بشیم.


ولایت فاطمه(س)
همه مشکلات شیعه به دست مبارک حضرت فاطمه الزهرا(س) بر طرف میشود. و نیز انجام تمامی مسائل مهم به ایشان واگذار شده است. حتی ظهور امام زمان(ارواحنا له الفدا) نیز به امضای آن بانوی مکرمه محقق خواهد شد.


سرچشمه نهرهای چهارگانه
طبق روایتی که اهل سنت هم آن را نقل کرده اند : (( فاطمه(س) در بهشت قبه ای دارد که دارای چهارپایه است. و از هر پایه آن نهری از نهرهای چهارگانه فوران می کند و در بهشت جاری میشود.)) از این رو آن انسیه حورا (س) در قیامت نیز ، منشا رحمت است. بنابر این کسی که بخواهد از این رحمت های چهارگانه بهرمند شود باید در دنیا خود را مهیا کند تا در این رحمت های چهارگانه بهرمند شود باید خود را مهیا کند تا در این چهار رکن و یا حداقل یک رکن آن قرار گیرد. تا بتواند از آن استفاده کند.

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 87/02/26 و ساعت
آموزه هایی از اخلاق امام حسین(ع) (مبارزه با درغگو) 

مبارزه با درغگو

از خوانندگان تقاضا می شود بعد از خواندن مطلب پایین در آن تفکر کنند و بعد از تفکر بر این آموزه برای خود نمره ای تعیین کنند...  .

...................................................................................

بسیاری از اوقات فرد مجرم لباس پاکی و بی گناهی می پوشد و با شدت و مهارت در نکوهش ستمگری و تضییع حقوق مردم داد سخن می دهد. اما توجه ندارد که با به کارگیری این گونه ترفندها به تدریج در گرداب گناه و فریبکاری فرو می رود و روزی در چنگال عدالت گرفتا خواهد شد و چاره ای جز تسلیم شدن نخواهد داشت زیرا از قدیم گفته اند که ریسمان دروغ کوتاه است. مورخان در همین زمینه نوشته اند:

مردی ادعا می کرد که مالی از امام حسین(ع) طلب دارد. امام(ع) فرمودند: برای ادعایش سوگند یاد کند و آن را بگیرد. مرد برای ادای سوگند دروغ آماده می شد که امام به او فرمود:

بگو سوگند به خدا - سوگند به خدا - سوگند به خدا آنچه او ادعا می کند نزد من و به عهده من است.

مرد این کلمات را به زبان آورد و پس از آن پاهایش لغزید و به زمین سقوط کرد و درگذشت. در این هنگام شخصی از امام پرسید: چرا بجای عبارت (( والله الذی لا اله الا هو )) که در قسمها متداول است از کلمات (( والله والله والله )) استفاده کردید؟

امام پاسخ داد: نمیخواستم که در سوگندش خدا را بستاید و خدای تعالی بر او بردباری ورزد.

حال باید تفکر کنیم که امام حسین(ع) با این همه بردباری و بخشش در مبارزه با دروغ و دروغگو چگونه برخورد می کند......

درسهایی که از این روایت می آموزیم:

۱- رسوا کردن حیله گرانی که از راه دین سودجویی می کنند یک فریضه دینی است. بنابراین هنگام سخن گفتن ایشان باید دقت کنیم تا به نیرنگ آنها پی ببریم.

۲- تحلیل این نمونه های بیمار اجتماع موضوع بسیار مهمی است و دانش جدید در شناخت حقیقت وجود آنان به ما کمک می کند.

واقعا ما در این دنیا با رفتارهایمان چکاره هستیم...............؟

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 87/02/18 و ساعت
آموزه هایی از اخلاق امام حسین(ع) 

امروز موضوعی رو تو این پست گذاشتم که خیلی از ما بهش مبتلا هستیم ولی اگر ما داریم تو دستگاه امام حسین (ع) کار میکنیم باید مثل اربابمون عمل کنیم تا الگویی برای دیگران باشیم...!

(( ملایمت در برابر انتقادگر  ))

مردی به امام حسین (ع) گفت: در تو تکبری می بینم. امام در پاسخ او فرمود:

 (( کٌل الکبر لله وحده و لا یکونْ فی غیره . قال الله تعالی: فلله العزة و لرسوله و للمومنین))

( همه کبریا و بزرگی از آن خدای یگانه است و در غیر او وجود ندارد. خدای تعالی می فرماید: پس عزت و ارجمندی از آن خدا و رسولش و مومنان است. )

خواننده ی گرامی !

        به نظر شما وقتی شخصی به ما اهانت کند مثلا بگوید: تو متکبری! چه عکس العملی نشان می دهیم؟

آیا مانند حسین(ع) با ادب و ملایمت به او پاسخ می دهیم یا اینکه به صورت او می زنیم یا کلماتی نثارش می کنیم که مانند کارد به قلبش فرو رود و به جای یک کلمه ی او دو کلمه جواب می دهیم؟

واقعا ما در این موقعیت چکار می کنیم؟؟؟ 

هر کس می خواهد اخلاق حسینی را در وجود خویش تجسم بخشد باید با انتقاد کننده به نرمی و ملایمت رفتار کند حتی اگر انتقاد او نیش دار و غیر مودبانه باشد. زیرا بسیاری از همین منتقدان وقتی اخلاق کریمانه و ادب طرف مقابل را دیده اند به راه راست هدایت شده اند.

امام حسین (ع) در سخنی دیگر درباره اثر نرمش و ملایمت می فرماید:

    (( هر کس منطق و اندیشه را برنتابد و تدابیر در جان وی نفوذ نکنند ملایمت و نرمش کلید تسخیر اوست.))

 

درسهایی که از این دو حدیث می آموزیم:

۱. بهترین پاسخ به شخص بدهکار این است که به او نیکی کنیم و او را در معرض سرزنشهای نفس لوامه و وجدان باطنش قرار دهیم.

۲. وقتی انتقاد واقع بینانه نباشد و بر قلب گریان آید یا اصولا آن انتقاد وارد و بجا نباشد- پذیرفتن آن ضروری نیست. زیرا پذیرش چنین انتقادی از موارد تواضع نمی باشد. ولی نباید به انتقاد کننده نیز اهانت و سخت گیری کنیم . زیرا امکان دارد که نیت او خیر و سودرسانی به ما بوده اما در قضیه مورد انتقاد اشتباه کرده باشد. بنابراین باید بخاطر نیت خیر او و بها دادن به حق و حقیقت با او ملایمت و مدارا کنیم.

 

التماس دعا

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 87/02/15 و ساعت
آموزه هایی از اخلاق امام حسین (ع) 

بسم رب الحسین(ع)

آموزه هایی از اخلاق حضرت امام حسین (ع)

حفظ آبرو

حرانی می گوید: مردی از انصار برای حاجتی نزد امام حسین(ع) آمد. امام فرمود: آبرویت را حفظ کن و حاجتت را بر روی کاغذی بنویس ! من به خواست خداوند طوری عمل می کنم که موجب خشنودی تو باشد.

پس مرد انصاری برای امام چنین نوشت : ای ابوعبدالله! من به فلان شخص پانصد دینار بدهکارم و او بر وصول طلبش پای میفشارد. خواهش می کنم با او صحبت کنید که به من مهلت دهد تا خدای تعالی گشایشی فراهم آورد.

امام پس از قرائت نامه آن مرد به منزل رفت و همیانی را که هزار دینار در آن بود با خود آورد و به او داد و فرمود: با پانصد دینار آن قرضت را ادا کن و با پانصد دینار دیگر زندگی ات را سامان بده! و در ادامه چنین سخن فرمودند:

حاجت جز به نزد سه کس مبر : مرد بادیانت ، جوانمرد و انسان اصیل دارای حسب و نسب شریف. زیرا انسان با دیانت، با رفع نیاز تو دینش را نگاه می دارد و جوانمرد از محروم ساختن تو شرم می کند و مرد اصیل و بزرگوار می داند که تو با درخواست از او آبرویت را به خطر انداختی، پس با برآوردن حاجتت در حفظ آبروی تو می کوشد.

درسهایی که از این روایت می آموزیم:

1. انسان نزد خدای تعالی بسیار ارزشمند و محترم است، پس نباید بخاطر نیاز یا تنگدستی، خود را خوار و از کرامت خویش بکاهد.

2. علمای دین و مسئولان جامعه وظیفه دارند که با برنامه ریزی های صحیح حافظ کرامت انسانی مردم باشند.

 

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 87/02/12 و ساعت
مدرسه عشق حسینی 

نشان عاشوراییان

هر گروهی علامتی دارد که با آن شناخته می شود. علویان و حسینیان، پرچم سیاه و سرخ فامی است که در پای این پرچم سینه می زنند و برای برپا داشتن آن، مال و جان نثار می کنند. زیرا حیات مکتبی و دینی خودشان را در پرتو برافراشتن آن پرچم می دانند.

از این رو، در کلاس درس حماسه ی حسینی، از زبان معلم وارسته و فرزانه اش چنین می آموزیم : وجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم ، بار خدایا! در حق من روا مدار که اهتزار پرچم سرخ حسینی را نبینم و در مراسم پر شور عاشورا، جزو زائران سالار شهیدان نباشم.

توفیق زندگی با یاد و نام حسین(ع) را به من کرامت بفرما.

|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 87/02/01 و ساعت
دو حكايت ديگر از شيخ جعفر شوشتری(ره) 

دو حكايت  از شيخ جعفر(ره)

*-مسموع شد كه مرحوم شهيد ثالث ميفرمود كه مرحوم شيخ جعفر وارد قزوين شد و در منزل برادر شهيد ثالث حاجى ملا محمد صالح منزل كرد و آنمكان مشتمل بود بر بوستان پس هر يك بجائى خوابيدند و منهم در گوشه آن باغ خوابيدم چون پاسى از شب گذشت ديدم كه شيخ مرا آواز ميكند كه برخيز و نماز شب كن عرضكردم بلى برميخيزم پس شيخ از من گذشت و من ديگر بار خوابيدم ناگاه ديدم كه احوالم متغير شد و مانند درد دلى بمن عارض شد پس از شدت درد بيدار شد معلومم شد كه تغيير احوالم بجهت سماع آوازيست كه شنيده ميشود و از سماع آن نهايت ملول شدم و از پى آواز روانه شدم چون بنزديك رسيدم ديدم كه جناب شيخ با نهايت تضرع و زارى و گريه و بيقرارى بمناجات و گريه اشتغال دارد پس صداى آنجناب چنان تاثيرى در من كرد .................
 
بقیه در ادامه مطالب

ادامه مطلب
|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 86/09/16 و ساعت
خرابه کجا بود ؟؟؟؟ !!!!! 

حكايت خرابه

خرابه، جايي است بي سقف و حصار، در كنار كاخ يزيد كه پيداست بعد از اتمام بناي كاخ، معطل مانده است. نه در مقابل سرماي شب، حفاظي دارد و نه در مقابل آفتاب طاقت سوز روز، سر پناهي.
تنها در گوشه اي از آن، سقفي در حال فرو ريختن هست كه جاي امني براي اسكان بچه ها نيست.
وقتي يكي از كودكان با ديدن سقف، متوحش مي شود و به احتمال فرو ريختن آن اشاره مي كند، مامور مي خندد و به ديگري مي گويد: «اينها را نگاه كن! قرار است فردا همگي كشته شوند و امروز نگران فرور ريختن سقف اند.»
طبيعي است كه اين كلام، رعب و وحشت بچه ها را بيشتر كند اما حرفهاي امام تسلي و آرامششان مي بخشد:
- عزيزانم! مطمئن باشيد كه ما كشته نخواهيم شد. ما به مدينه عزيمت مي كنيم و شما به خانه هاي خود باز مي گرديد.
دلهاي بچه ها به اميد آينده ارام مي گيرد. اما به هر حال، خرابه، خرابه است و جاي زندگي كردن نيست.
چهره هايي كه آسمان هرگز رنگ رويشان را نديده، بايد در هجوم سرماي شب بسوزند و در تابش مستقيم آفتاب ظهر پوست بيندازند.


ادامه مطلب
|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 86/07/09 و ساعت
حسین یا حوسین؟ 

شما جزو کدام يک هستيد؟

 

حسين يا حوسين؟

 

راستش خيلي با خودم کلنجار رفتم تا ننويسم ولي احساس کردم که بايد نوشت تا همه بدانند و فکر کنند و تصميم بگيرند آنچه مي خوانيد فرق هايي است که من پس از مدت ها تامل بين واژه هاي حسين و حوسين پيدا کردم آنها را مي شمارم تا ما حوسين را به جاي حسين (ع) مظلوم و معصوم ننگريم .

اول اينکه حسين (ع) يکي بيشتر نيست اما حوسين متعدد است يعني هر مداحي براي خودش يک جور حوسين دارد تا آنجا که مي گويند حوسين اين مداح از حوسين آن مداح بهتر است.
حسين نماز را گرچه در بحبوحه جنگ در اول وقت به پا مي دارد ولي حوسين نماز صبح را فداي شب بيداري حوسيني خود مي کند.

حسين انسان سازي مي کند و آدم مي خواهد ولو يارانش خود را مصداق و کلبهم باسط ذراعيه بالوصيد مي دانند اما حوسين به يارانش ذکر من کلب حوسينم را القا مي کند .

درد حسين حفظ دين و شرافت انساني است اما تمام مصائب حوسين خلاصه مي شود در عطش و سيراب کردن بستگانش.

نظر فراموش نشود
ادامه مطلب
|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 86/06/13 و ساعت
خون حسین فرش ره ما نشود 

امام حسین(ع) در وصیت‌نامه خود هدف قیام را اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منكر اعلام كردند؛ اما ما هنوز معنای امر به معروف و نهی از منكر را نمی‌دانیم. سیدالشهدا(ع) حدود ده سال امامت شیعیان را بر عهده داشتند؛ اما چرا فقط هفتاد و دو نفر ندای او را لبیك گفتند. بی‌تردید شیعیان زیادی بودند كه آن حضرت را دوست می‌داشتند؛ اما تنها دوست داشتن كافی نبود. عبدالله بن عمر نیز بر حسین(ع) گریست؛ اما به یاری او برنخاست. امام حسین(ع) دو سال (و یا یك سال) قبل از مرگ معاویه خطبه مهمی را برای خواص در منا بیان می‌كند كه اگر در آن زمان مردم به امام زمان خود معرفت می‌داشتند، هیچ‌گاه لازم نمی‌شد تا حسین(ع) خون دهد كه امت به خواب رفته او بیدار شود. امام(ع) در این خطبه خواص شیعیان خود را مورد خطاب قرار می‌دهد و امروزه نیز خواص جامعه ما و از جمله شاعران و مداحان نهضت عاشورا مشمول این خطاب هستند. امام(ع) خواص را این‌گونه مورد عتاب قرار می‌دهد كه «به حق ائمه بی‌اعتنایی كردید، حق ناتوانان را تباه ساختید؛ ولی آنچه را كه حق خود می‌پنداشتید، طلبكار شدید. نه مالی هزنیه كردید و نه جانی را برای آفریدگار آن به مخاطره افكندید و نه به خاطر خدا با گروهی از مردم از در دشمنی درآمدید. شما از خداوند طمع بهشت او، هم‌جواری رسولانش و امان از عذابش را دارید؟! می‌بینید كه پیمانهای الهی نقض گردیده و هراسناك نمی‌شوید؛ ولی از برای پیمانهای پدرانتان می‌هراسید. حال آنكه پیمان رسول خدا(ص) شكسته شده و نابینایان و گنگان و زمین‌گیران رها شدند. نه دل می‌سوزانید و نه درخور جایگاهتان رفتار می‌كنید و نه آنكه را چنین می‌كند، یاری می‌رسانید.

نظر فراموش نشود
ادامه مطلب
|لینک ثابت|
نوشته شده توسط عشاق الحسین در 86/06/13 و ساعت